remaking

re·mak·ing/ˌriːˈmeɪkɪŋ/
re-againmakecreate-ingpresent participle
noun (اسم)common

اسم — ساخت دوباره

ساخت دوبارهبازسازی

فرایند ساخت دوباره چیزی، معمولاً فیلم یا محصول.

The process of making something again, often a film or product.

«ساخت دوباره فیلم کلاسیک دو سال طول کشید.»

The remaking of the classic movie took two years.

«بازسازی محصولات قدیمی می‌تواند کیفیت را افزایش دهد.»

Remaking old products can improve quality.

تفاوت با واژه‌های مشابه
reproductionبازتولید

اصطلاح کلی برای ساخت دوباره نمونه‌ها.

General term for making copies again.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000