در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
پس از پایان ازدواج قبلی دوباره ازدواج کردن.
To marry again after a previous marriage ended.
«پس از طلاق، سال گذشته دوباره ازدواج کرد.»
“After his divorce, he remarried last year.”
«او دوباره ازدواج کرد و به شهر دیگری رفت.»
“She remarried and moved to another city.”