remapping

re·map·ping/ɹiːˈmæpɪŋ/
re-againmapto plot or assign
verb (فعل)commonpast (گذشته): remappedpast participle (مفعولی): remapped-ing (حال): remapping3rd (سوم): remaps

فعل — بازنگاری

بازنگاریبازتخصیص

حالت حال استمراری فعل remap: دوباره نقشه کشیدن یا نقشه جدیدی ایجاد کردن؛ دوباره تخصیص دادن.

The present participle of remap: to map again; to create a new map or assignment.

«آنها میانبرهای صفحه‌کلید را برای کارایی دوباره تنظیم می‌کنند.»

They are remapping the keyboard shortcuts for efficiency.

«مهندسان در حال بازنگاری مسیر ماهواره هستند.»

The engineers are remapping the satellite's trajectory.

تفاوت با واژه‌های مشابه
reconfigureپیکربندی مجدد کردن

رسمی/فنی. اغلب برای نرم‌افزار، سیستم‌ها یا فرایندها استفاده می‌شود. در مورد تغییر آرایش یا تنظیمات قابل جایگزینی است.

Formal/technical. Often used for software, systems, or processes. Interchangeable when referring to changing the arrangement or setup.

realignدوباره همسو کردن

رسمی. به معنای بازگرداندن چیزی به همسویی صحیح یا مطلوب است. می‌تواند برای ساختارهای سازمانی یا استراتژی‌ها استفاده شود.

Formal. Implies bringing something back into a correct or desired alignment. Can be used for organizational structures or strategies.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000