در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
ارسال به بازداشت یا دادگاه، بهویژه هنگام انتظار برای محاکمه؛ شکل گذشته فعل «remand».
Sent back to custody or court, especially awaiting trial; past tense of 'remand'.
«شاکی به بازداشت فرستاده شد.»
“The suspect was remanded in custody.”
«او تا زمان محاکمه در بازداشت ماند.»
رسمی. به معنای در بازداشت نگه داشتن است، مشابه remanded.
Formal. Means kept in custody, similar to being remanded.