verb (فعل)commonpast (گذشته): remannedpast participle (مفعولی): remanned-ing (حال): remanning3rd (سوم): remans
فعل — دوباره تامین نیرو کردن
دوباره تامین نیرو کردندوباره کارکنان چیدن
دوباره نیروی انسانی فراهم کردن؛ دوباره کارکنانی برای اداره یا کار گذاشتن.
To man again; to staff again.
«ایستگاه ماه آینده با تیم جدیدی دوباره پرسنلگذاری میشود.»
“The station will reman with a new team next month.”
«آنها تصمیم گرفتند پست خالی را دوباره اداره کنند.»
“They decided to reman the empty post.”