reman

re·man/ɹiːˈmæn/
re-againmanto staff or operate
verb (فعل)commonpast (گذشته): remannedpast participle (مفعولی): remanned-ing (حال): remanning3rd (سوم): remans

فعل — دوباره تامین نیرو کردن

دوباره تامین نیرو کردندوباره کارکنان چیدن

دوباره نیروی انسانی فراهم کردن؛ دوباره کارکنانی برای اداره یا کار گذاشتن.

To man again; to staff again.

«ایستگاه ماه آینده با تیم جدیدی دوباره پرسنل‌گذاری می‌شود.»

The station will reman with a new team next month.

«آنها تصمیم گرفتند پست خالی را دوباره اداره کنند.»

They decided to reman the empty post.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000