در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مقدار پولی که معمولاً یک کارگر خارجی برای کسی در کشور خودش ارسال میکند.
A sum of money sent, especially by a foreign worker to someone in their home country.
«او حوالهای از خانوادهاش در خارج دریافت کرد.»
“She received a remittance from her family abroad.”
«بسیاری از کشورها به حوالههای کارگران خارجی تکیه دارند.»
“Many countries rely on remittances from workers overseas.”
متداول. اصطلاح کلی؛ remittance به پول ارسالی بینالمللی یا دور اشاره دارد.
Common. General term; remittance is more specific to money sent internationally or to a distant place.