repatch

re·patch/ˈriːpætʃ/
re-againpatcha piece to repair
verb (فعل)commonpast (گذشته): repatchedpast participle (مفعولی): repatched-ing (حال): repatching3rd (سوم): repatches

فعل — دوباره وصله زدن

دوباره وصله زدنتعمیر دوباره

دوباره وصله زدن یا تعمیر چیزی با وصله‌گذاری جدید.

To apply a patch again or repair something anew.

«ژاکت در جایی که پاره شده بود، دوباره وصله شد.»

The jacket was repatched where it had torn.

«پس از طوفان پشت‌بام را دوباره تعمیر کردند.»

They repatched the roof after the storm.

تفاوت با واژه‌های مشابه
repairتعمیر کردن

رایج. کلمه‌ای کلی برای تعمیر؛ repatch مخصوص وصله زدن است.

Common. General term for fixing; repatch specifically involves patches.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000