replete

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

re·plete/rɪˈpliːt/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more repletesuperlative (عالی): most replete

صفت — پر

پرمملو

به طور کامل پر یا تأمین شده با چیزی.

Fully filled or supplied with something.

«این کتاب مملو از اطلاعات مفید است.»

“The book is replete with useful information.”

«این غذا سرشار از سبزیجات تازه بود.»

“The dish was replete with fresh vegetables.”

تفاوت با واژه‌های مشابه
filled— پر شده

رایج. خالی نبودن یا کمبود نداشتن.

Common. Having no empty space or lacking nothing.

loaded— بارگذاری شده

Informal. Emphasizes being full or heavily supplied.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000