reproach

re·proach/rɪˈproʊtʃ/
1verb (فعل)formalpast (گذشته): reproachedpast participle (مفعولی): reproached-ing (حال): reproaching3rd (سوم): reproaches

فعل — سرزنش کردن

سرزنش کردنانتقاد کردن

ابراز انتقاد یا ناامیدی نسبت به کسی به خاطر رفتارهایش.

To express criticism or disappointment towards someone for their actions.

«او به‌خاطر دیر رسیدن از او سرزنش کرد.»

She reproached him for being late.

«والدین اغلب کودکان را به‌خاطر رفتار بد سرزنش می‌کنند.»

Parents often reproach children for bad behavior.

تفاوت با واژه‌های مشابه
criticizeانتقاد کردن

رایج. زمانی که به اشتباهات اشاره می‌شود قابل جایگزینی است، اما reproach بیشتر شخصی یا احساسی است.

Common. Interchangeable when pointing out faults, but reproach is often more personal or emotional.

متضادها
2noun (اسم)formalplural (جمع): reproaches

اسم — سرزنش

سرزنشملامت

ابراز انتقاد یا ملامت.

An expression of criticism or blame.

«او به‌خاطر اشتباهاتش مورد سرزنش قرار گرفت.»

He received reproach for his mistakes.

«ملامتش در صدایش واضح بود.»

Her reproach was clear in her voice.

تفاوت با واژه‌های مشابه
blameسرزنش

رایج. هنگامی که منظور مسئولیت یا انتقاد است قابل جایگزینی است.

Common. Often interchangeable when referring to fault or criticism.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000