reshingle

re·shin·gle/ˌriːˈʃɪŋɡəl/
re-againshingleroof covering piece
verb (فعل)technicalpast (گذشته): reshingledpast participle (مفعولی): reshingled-ing (حال): reshingling3rd (سوم): reshingles

فعل — دوباره شیروانی کردن

دوباره شیروانی کردنتعویض شینگل

دوباره جایگزین یا نصب کردن تخته‌های سقف.

To replace or install new shingles on a roof again.

«آنها پس از آسیب طوفان، سقف را دوباره شیروانی کردند.»

They reshingle the roof after the storm damage.

«ما باید به زودی این خانه را دوباره سقف‌سازی کنیم.»

We need to reshingle this house soon.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000