reshape

re·shape/ˈriː.ʃeɪp/
re-againshapeform or contour
verb (فعل)commonpast (گذشته): reshapedpast participle (مفعولی): reshaped-ing (حال): reshaping3rd (سوم): reshapes

فعل — دوباره شکل دادن

دوباره شکل دادنتغییر شکل دادن

دوباره شکل یا ساختار چیزی را تغییر دادن.

To change the shape or structure of something again.

«آن‌ها باغ را بازسازی کردند تا فواره‌ای اضافه کنند.»

They reshaped the garden to add a fountain.

«تکنولوژی جدید روش کار ما را تغییر می‌دهد.»

New technology reshapes the way we work.

تفاوت با واژه‌های مشابه
remoldاز نو شکل دادن

رسمی. تأکید بر شکل‌دهی دوباره دارد.

Formal. Focus on molding or forming again.

reformاصلاح کردن

معنای بیشتر انتزاعی، معمولا بهبود بیشتر از شکل فیزیکی است.

More abstract, often about improving rather than physical shape.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000