resplendent

res·plen·dent/rɪˈsplɛndənt/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more resplendentsuperlative (عالی): most resplendent

صفت — درخشان

درخشانفروزان

به طور خیره‌کننده می‌درخشد؛ بسیار روشن و جذاب.

Shining brilliantly; very bright and attractive.

«او لباس درخشانی برای جشن پوشید.»

She wore a resplendent gown to the gala.

«باغ با گل‌های رنگارنگ بسیار درخشان بود.»

The garden was resplendent with colorful flowers.

تفاوت با واژه‌های مشابه
radiantدرخشان

رایج. بر ظاهر روشن و تابان تأکید دارد.

Common. Emphasizes bright and glowing appearance.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000