resulting

re·sult·ing/rɪˈzʌltɪŋ/
adjective (صفت)formal

صفت — نتیجه‌گیرنده

نتیجه‌گیرندهمترتب بر

وقوع یافته به عنوان نتیجه یا پیامدی از چیز دیگری.

Happening as a consequence or outcome of something else.

«خسارت حاصل گسترده بود.»

The resulting damage was extensive.

«مشکلات به‌وجود آمده پروژه را به تأخیر انداخت.»

Resulting problems delayed the project.

تفاوت با واژه‌های مشابه
consequentمترتب

رسمی. در توصیف پیامدها یا اثرات قابل جایگزینی.

Formal. Interchangeable in contexts describing outcomes or effects.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000