retardation

re·tar·da·tion/rɪˌtɑːr.deɪˈʃən/
re-back, againtardslow-ationprocess or result
noun (اسم)formal

اسم — کندی

کندیتاخیرکُندی

فرآیند کند شدن یا به تأخیر افتادن پیشرفت یا رشد.

The process of slowing down or delaying progress or development.

«کُندی رشد اقتصادی بر کشور تأثیر گذاشت.»

Retardation of economic growth affected the country.

«آنها کُندی در جریان‌های عصبی را بررسی کردند.»

They studied retardation in nerve impulses.

تفاوت با واژه‌های مشابه
delayتاخیر

معمول. اصطلاح کلی برای هر نوع به تأخیر انداختن است و می‌تواند به retardation هم اطلاق شود.

Common. General term for any postponement; can refer to retardation in broad contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000