retore

re·tore/rɪˈtɔːr/
re-againtorepast of tear
verb (فعل)archaicpast (گذشته): retorepast participle (مفعولی): retorn-ing (حال): retoring3rd (سوم): retores

فعل — دوباره پاره کرد

دوباره پاره کرد

گذشته فعل پاره کردن، به معناي دوباره پاره کردن یا چاک دادن.

Past tense of tear, meaning to rip again or anew.

«بعد از چسباندن، دوباره کاغذ را پاره کرد.»

He retore the paper after gluing it.

«پارچه آنقدر ضعیف بود که به راحتی دوباره پاره شد.»

The fabric was so weak it retore easily.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000