در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
برگرداندن به زندگی یا هوشیاری پس از بیهوشی یا مرگ موقت.
To bring back to life or consciousness.
«پزشکان اورژانس سعی کردند مرد بیهوش را احیا کنند.»
“The paramedics tried to revive the unconscious man.”
«گیاهان پس از آب دادن دوباره زنده شدند.»
“The plants were revived after being watered.”
رسمی. بیشتر در زمینه پزشکی برای بازگرداندن به هوشیاری استفاده میشود، دقیقتر از revive.
Formal. Used often in medical contexts to mean bring back to life or consciousness, more specific than revive.
متداول. وقتی منظور بازگرداندن وضعیت یا کارکرد باشد جایگزین revive است، ولی نه همیشه برای موجودات زنده.
Common. Can replace revive when referring to bringing back condition or functions, but not always for living beings.