revivify

re·viv·i·fy/rɪˈvɪvɪfaɪ/
verb (فعل)formalpast (گذشته): revivifiedpast participle (مفعولی): revivified-ing (حال): revivifying3rd (سوم): revivifies

فعل — زنده کردن دوباره

زنده کردن دوبارهاحیا کردن

بازگرداندن به زندگی، هوشیاری یا فعالیت

to bring back to life, consciousness, or activity

«دارو به احیای بیمار کمک کرد.»

The medicine helped revivify the patient.

«سیاست‌های جدید هدفشان احیای اقتصاد است.»

New policies aim to revivify the economy.

تفاوت با واژه‌های مشابه
reviveاحیا کردن

رایج. اغلب قابل جایگزینی اما revivify رسمی‌تر و ادبی‌تر است.

Common. Often interchangeable, but revivify is more formal and literary.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000