در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
زندگی یا تازگی جدید بخشیدن (گذشته فعل revivify).
Given new life or freshness (past tense of revivify).
«این آهنگ خاطرات قدیمی را دوباره زنده کرد.»
“The song revivified old memories.”
«آنها سنت را با یک تغییر مدرن دوباره زنده کردند.»
“They revivified the tradition with a modern twist.”