revives

re·vives/rɪˈvaɪvz/
re-againviveto live, life
verb (فعل)commonpast (گذشته): revivedpast participle (مفعولی): revived-ing (حال): reviving3rd (سوم): revives

فعل — احیا کردن

احیا کردنزنده کردن

دوباره به زندگی، هوشیاری یا قدرت بازگرداندن.

Brings back to life, consciousness, or strength.

«دارو بیماران را بعد از جراحی احیا می‌کند.»

The medicine revives patients after surgery.

«او آداب قدیمی را در جامعه‌اش احیا می‌کند.»

She revives old customs in her community.

تفاوت با واژه‌های مشابه
resuscitateاحیا کردن

رسمی. عمدتاً در پزشکی برای بازگرداندن زندگی به کار می‌رود.

Formal. Mainly used in medical contexts to mean bringing back to life.

revitalizeاحیا کردن

رایج. به معنی دادن انرژی یا زندگی جدید است.

Common. To bring new energy or life to something.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000