verb (فعل)commonpast (گذشته): revivedpast participle (مفعولی): revived-ing (حال): reviving3rd (سوم): revives
فعل — احیا کردن
احیا کردنزنده کردن
دوباره به زندگی، هوشیاری یا قدرت بازگرداندن.
Brings back to life, consciousness, or strength.
«دارو بیماران را بعد از جراحی احیا میکند.»
“The medicine revives patients after surgery.”
«او آداب قدیمی را در جامعهاش احیا میکند.»
“She revives old customs in her community.”
تفاوت با واژههای مشابه
resuscitate— احیا کردن
رسمی. عمدتاً در پزشکی برای بازگرداندن زندگی به کار میرود.
Formal. Mainly used in medical contexts to mean bringing back to life.
revitalize— احیا کردن
رایج. به معنی دادن انرژی یا زندگی جدید است.
Common. To bring new energy or life to something.