ribbon

rib·bon/ˈrɪbən/
noun (اسم)commonplural (جمع): ribbons

اسم — روبان

روباننوار پارچه‌ای

یک نوار باریک پارچه‌ای که برای تزئین یا بستن استفاده می‌شود.

A narrow strip of fabric used for tying or decoration.

«او موهایش را با روبان قرمز بست.»

She tied her hair with a red ribbon.

«هدیه با روبان آبی بسته شده بود.»

The gift was wrapped with a blue ribbon.

تفاوت با واژه‌های مشابه
stripنوار

متداول. می‌تواند هر تکه بلند و باریکی باشد، نه فقط پارچه‌ای. مثل «یک نوار کاغذی». کمتر خاص است نسبت به «ribbon».

Common. Can mean any long thin piece, not necessarily fabric. For example, 'a strip of paper'. It's less specific than 'ribbon'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000