ribs

/rɪbz/
ribcurved bone protecting chest-splural suffix
1noun (اسم)commonplural (جمع): ribs

اسم — دنده‌ها

دنده‌ها

شکل جمع 'rib' که به مجموعه‌ای از استخوان‌های منحنی شکل اشاره دارد که از حفره سینه محافظت می‌کنند.

The plural form of 'rib', referring to a series of curved bones that protect the chest cavity.

«او در تصادف دو دنده خود را شکست.»

He fractured two ribs in the accident.

«انسان‌ها ۱۲ جفت دنده دارند.»

Humans have 12 pairs of ribs.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bonesاستخوان‌ها

بسیار روزمره. واژه‌ای کلی برای تمام ساختارهای اسکلتی. در حالی که دنده‌ها استخوان هستند، 'bones' برای اشاره خاص به دنده‌ها بسیار کلی است. 'همه استخوان‌هایم درد می‌کند' صحیح است، اما 'او چند استخوان قفسه‌سینه خود را شکست' کمتر از 'او چند دنده خود را شکست' مشخص است.

Very common. General term for all skeletal structures. While ribs are bones, 'bones' is too broad if specifically referring to the ribs. 'All my bones ache' works, but 'He broke some bones in his chest' is less specific than 'He broke some ribs'.

2noun (اسم)commonplural (جمع): ribs

اسم — دنده‌های کبابی

دنده‌های کبابیدنده کباب

تکه‌های گوشت، معمولاً گوشت خوک یا گاو، که شامل استخوان‌های دنده هستند.

Cuts of meat, typically pork or beef, that include the rib bones.

«ما یک سینی دنده‌های کبابی سفارش دادیم.»

We ordered a platter of barbecued ribs.

«این دنده‌ها خیلی نرم و خوش‌طعم هستند.»

These ribs are so tender and flavorful.

تفاوت با واژه‌های مشابه
chopsکباب

روزمره. تکه‌ای از گوشت، معمولاً گوشت خوک یا بره، از قسمت کمر یا دنده. 'Chops' معمولاً ضخیم‌تر هستند و اغلب شامل بخشی از ستون فقرات می‌شوند، در حالی که 'ribs' به طور خاص استخوان‌های دنده همراه با گوشت هستند. 'کباب خوک' صحیح است، 'کباب بره' صحیح است، اما 'Spare ribs' به برش متفاوتی اشاره دارد.

Common. A cut of meat, usually pork or lamb, from the loin or rib. 'Chops' are generally thicker and often include a section of the spine, while 'ribs' are specifically the rib bones with meat. 'Pork chops' works, 'Lamb chops' works, but 'Spare ribs' refers to a different cut.

3verb (فعل)commonpast (گذشته): ribbedpast participle (مفعولی): ribbed-ing (حال): ribbing3rd (سوم): ribs

فعل — دست انداختن

دست انداختنشوخی کردن

کسی را به شوخی سر به سر گذاشتن یا به او به طور دوستانه کنایه زدن.

To tease someone playfully or mock them good-naturedly.

«دوستانش همیشه او را به خاطر آشپزی افتضاحش دست می‌اندازند.»

His friends always rib him about his terrible cooking.

«او به شوخی همسرش را به خاطر فراموش کردن سالگرد ازدواجشان سر به سر گذاشت.»

She ribbed her husband good-naturedly for forgetting their anniversary.

تفاوت با واژه‌های مشابه
teasesمسخره می‌کند

روزمره. اصطلاحی کلی برای دست انداختن کسی. 'Ribs' اغلب نوعی شوخی ملایم‌تر و با نیت خوب را نشان می‌دهد. 'او برادرش را به خاطر مدل موی جدیدش مسخره می‌کند' صحیح است، 'او دوستانش را به خاطر اشتباهاتشان دست می‌اندازد' صحیح است، اغلب قابل جایگزینی هستند اما 'ribs' سبک‌تر است.

Common. A general term for making fun of someone. 'Ribs' often implies a gentler, more good-natured form of teasing. 'She teases her brother about his new haircut' works, 'He ribs his friends about their mistakes' works, often interchangeable but 'ribs' is lighter.

jokesشوخی می‌کند

روزمره. گفتن چیزی سرگرم‌کننده یا شوخ‌طبعانه. 'Ribs' نوع خاصی از شوخی است، معمولاً به خرج کسی اما نه با نیت بد. 'او زیاد شوخی می‌کند' صحیح است، 'او درباره آواز بد او شوخی می‌کند' صحیح است. 'Ribs' به این معنی است که شوخی به سمت یک شخص است، اغلب با ملایمت.

Common. To say something amusing or playful. 'Ribs' is a specific kind of joke, usually at someone's expense but not malicious. 'He jokes around a lot' works, 'She jokes about his bad singing' works. 'Ribs' implies the joke is directed at a person, often gently poking fun.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000