ribby

rib·by/ˈrɪbi/
ribridge, raised line-ycharacterized by
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): ribbiersuperlative (عالی): ribbiest

صفت — دنده‌دار

دنده‌دارشیاردار

دارای دنده‌های برجسته یا بافت راه‌راه و موج‌دار.

Having prominent ribs or ridges; ribbed in texture or appearance.

«پوسته دنده‌دار و زبر به لمس بود.»

The shell was ribby and rough to the touch.

«او پلیور دنده‌دار با بافت قابل مشاهده پوشیده بود.»

He wore a ribby sweater with visible texture.

تفاوت با واژه‌های مشابه
ridgedشیاردار

رایج. داشتن خطوط برجسته یا شیار؛ در بسیاری موارد قابل جایگزینی است.

Common. Describes having raised lines or ridges, interchangeable in many contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000