right-hand

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˌraɪt ˈhænd/
adjective (صفت)common

صفت — دست راست

دست راستمساعد نزدیک

مورد اعتمادترین یا مهم‌ترین دستیار کسی بودن.

Being the most trusted or important assistant to someone.

«او دست راست مدیرعامل است.»

He is the CEO's right-hand man.

«او در طول مذاکرات نقش دست راست را داشت.»

She acted as the right-hand person during the negotiations.

تفاوت با واژه‌های مشابه
assistantدستیار

رایج. کمک‌کننده یا یاری‌دهنده، ولی دست راست نقش نزدیک‌تر و قابل اعتمادتر دارد.

Common. An aide or helper, though right-hand implies a closer, more trusted role.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000