roister

rois·ter/ˈrɔɪstər/
verb (فعل)archaicpast (گذشته): roisteredpast participle (مفعولی): roistered-ing (حال): roistering3rd (سوم): roisters

فعل — شلوغ‌بازی کردن

شلوغ‌بازی کردنشادمانی سروصدا دار کردن

درگیر جشن و پایکوبی پرسروصدا و پرهیجان شدن.

To engage in noisy, boisterous partying or celebration.

«آنها بعد از برد بازی تمام شب شلوغ‌بازی کردند.»

They roistered all night after winning the game.

«جمعیت در خیابان‌ها جشن پرسروصدا راه انداختند.»

The crowd roistered in the streets.

تفاوت با واژه‌های مشابه
partyجشن گرفتن

غیررسمی. معنی مشابه اما 'roister' اشاره به رفتار پرصدا و مخرب دارد.

Informal. Similar meaning but 'roister' implies more noisy and disruptive behavior.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000