rolled

/roʊld/
verb (فعل)commonpast (گذشته): rolledpast participle (مفعولی): rolled-ing (حال): rolling3rd (سوم): rolls

فعل — غلتید

غلتیدچرخید

حرکت کردن به‌صورت چرخشی روی یک محور یا سطح، گذشته فعل roll.

Moved by turning over and over on an axis or surface, past tense of roll.

«توپ از تپه پایین غلتید.»

The ball rolled down the hill.

«او خمیر را برای تهیه پیراشکی پهن کرد.»

She rolled the dough to make a pie.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tumbledغلت خورد

عامیانه. شبیه rolled است اما معمولا حرکت کنترل‌نشده یا ناشیانه دارد.

Informal. Similar to rolled but often implies uncontrolled or clumsy movement.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000