sacrifices

sac·ri·fices/ˈsækrɪfaɪsɪz/
1noun (اسم)commonplural (جمع): sacrifices

اسم — فداکاری‌ها

فداکاری‌هاقربانی‌ها

فداکاری یا صرف نظر کردن از چیزی ارزشمند برای هدفی دیگر.

Acts of giving up something valuable for the sake of something else.

«فداکاری‌های آن‌ها به ساختن جامعه کمک کرد.»

Their sacrifices helped build the community.

«والدین اغلب برای فرزندان‌شان فداکاری می‌کنند.»

Parents often make sacrifices for their children.

متضادها
2verb (فعل)commonpast (گذشته): sacrificedpast participle (مفعولی): sacrificed-ing (حال): sacrificing3rd (سوم): sacrifices

فعل — فدا کردن

فدا کردنقربانی دادن

چیز ارزشمندی را برای هدفی یا نفع دیگران فدا کردن.

To give up something valuable for a cause or benefit of others.

«او زمانش را برای کمک به دیگران فدا کرد.»

She sacrificed her time to help others.

«آن‌ها آسایش را به خاطر امنیت فدا کردند.»

They sacrificed comfort for safety.

تفاوت با واژه‌های مشابه
forgoچشم پوشی کردن

رسمی. وقتی به معنی چشم پوشی از چیزی باشد قابل جایگزینی است.

Formal. Interchangeable when meaning to give up something voluntarily.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000