sal

/sæl/
1noun (اسم)commonplural (جمع): Sals

اسم — سال (1)

سال

شکل کوتاه شده نام کوچک «سالی» یا «سالواتوره».

A short form of the given name 'Sally' or 'Salvatore'.

«سال از پنجره دست تکان داد و خداحافظی کرد.»

Sal waved goodbye from the window.

«دوستم سال بعداً می‌آید.»

My friend Sal is coming over later.

2noun (اسم)technicalplural (جمع): sals

اسم — سال (2)

سالشوریای تنومند

نوعی درخت، Shorea robusta، که در جنوب آسیا یافت می‌شود و به دلیل چوب و رزین آن ارزشمند است.

A type of tree, Shorea robusta, found in South Asia, valued for its timber and resin.

«چوب سال به دوامش معروف است.»

Sal wood is known for its durability.

«درخت سال بومی هند و نپال است.»

The sal tree is native to India and Nepal.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000