salvaging

sal·vag·ing/ˈsæl.vɪ.dʒɪŋ/
salvageto rescue or save-ingpresent participle
verb (فعل)commonpast (گذشته): salvagedpast participle (مفعولی): salvaged-ing (حال): salvaging3rd (سوم): salvages

فعل — نجات دادن

نجات دادنبازیابی کردن

عمل نجات دادن یا بازیابی کالا یا اموال از آسیب یا خسارت.

The act of saving or rescuing items or property from damage or loss.

«آنها مشغول بازیابی مصالح از ساختمان قدیمی بودند.»

They were salvaging materials from the old building.

«بازیابی کالاها از ضرر کامل جلوگیری کرد.»

Salvaging the goods prevented a total loss.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000