در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
با شلیک پیاپی و همزمان پرتاب یا تخلیه شده
Fired or discharged with a salvo.
«کشتی توپهای خود را شلیک همزمان کرد.»
“The ship salvoed its cannons.”
«آنها رگباری از سوالات به سمت او شلیک کردند.»
“They salvoed a barrage of questions at him.”
به صورت رگباری شلیک شده
Discharged as a salvo.
«موشکهای رگباری به هدف اصابت کردند.»
“The salvoed missiles struck the target.”
«آتش رگباری را از دور شنیدیم.»
“We heard the salvoed fire from a distance.”