salvo

sal·vo/ˈsælvoʊ/
noun (اسم)formalplural (جمع): salvos

اسم — شلیک همزمان

شلیک همزمانانفجار ناگهانی

آتش همزمان توپخانه یا تفنگ‌ها در نبرد، یا انفجار ناگهانی چیزی.

A simultaneous discharge of artillery or guns in battle, or a sudden burst of something.

«ارتش شلیک همزمان توپخانه را آغاز کرد.»

The army launched a salvo of cannon fire.

«صحبت با انفجاری از انتقادات شروع شد.»

The speech started with a salvo of criticisms.

تفاوت با واژه‌های مشابه
volleyشلیک پی‌درپی

رسمی. معنی مشابه برای پرتاب گلوله؛ salvo معمولاً به همزمان بودن اشاره دارد.

Formal. Similar meaning for burst of gunfire, salvo often implies simultaneous discharge.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000