verb (فعل)commonpast (گذشته): scaredpast participle (مفعولی): scared-ing (حال): scaring3rd (سوم): scares
فعل — ترساندن
ترساندنوحشت دادن
باعث ترس یا وحشت شدن برای کسی.
Causing fear or fright to someone.
«صدای بلند کودکان را میترساند.»
“The loud noise was scaring the children.”
«فیلمهای ترسناک او را میترسانند.»
“She is scared by horror movies.”
تفاوت با واژههای مشابه
frightening— وحشتناک
رایج است و برای ایجاد ترس ناگهانی به کار میرود. در بسیاری موارد به جای scaring استفاده میشود.
Common. Used when causing sudden fear. Can be synonym for scaring in many contexts.