scaring

scar·ing/skɛərɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): scaredpast participle (مفعولی): scared-ing (حال): scaring3rd (سوم): scares

فعل — ترساندن

ترساندنوحشت دادن

باعث ترس یا وحشت شدن برای کسی.

Causing fear or fright to someone.

«صدای بلند کودکان را می‌ترساند.»

The loud noise was scaring the children.

«فیلم‌های ترسناک او را می‌ترسانند.»

She is scared by horror movies.

تفاوت با واژه‌های مشابه
frighteningوحشتناک

رایج است و برای ایجاد ترس ناگهانی به کار می‌رود. در بسیاری موارد به جای scaring استفاده می‌شود.

Common. Used when causing sudden fear. Can be synonym for scaring in many contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000