scrye

/skraɪ/
verb (فعل)archaicpast (گذشته): scryedpast participle (مفعولی): scryed-ing (حال): scrying3rd (سوم): scryes

فعل — طالع‌بینی کردن

طالع‌بینی کردنچشم آینده‌بین داشتن

مشاهده کردن در توپ شیشه‌ای یا شی مشابه برای پیشگویی و طالع‌بینی.

To practice scrying; to look into a crystal ball or similar object for divination.

«جادوگر برای پیش‌بینی آینده طالع‌بینی می‌کرد.»

The magician would scrye to foresee the future.

«تمام شب توپ کریستال را برای طالع‌بینی نگاه کردند.»

They scryed the crystal ball all night.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000