adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more sedatingsuperlative (عالی): most sedating
صفت — آرامبخش
آرامبخشخوابیآور
ایجاد احساس آرامش یا خوابآلودگی، معمولاً با دارو.
Causing calmness or sleepiness, typically through medication.
«پزشک پیش از جراحی داروی آرامبخشی به او داد.»
“The doctor gave her a sedating drug before surgery.”
«داروهای آرامبخش میتوانند به کاهش اضطراب کمک کنند.»
“Sedating medications can help reduce anxiety.”
تفاوت با واژههای مشابه
calming— آرامکننده
رایج است و به کاهش اضطراب اشاره دارد؛ وقتی درباره داروها صحبت شود میتواند هممعنی با sedating باشد.
Common. Refers to reducing agitation generally; can overlap with sedating when describing drugs.