serves

/sɜːrvz/
serveperform duties or services for-sthird person singular present tense marker
1verb (فعل)commonpast (گذشته): servedpast participle (مفعولی): served-ing (حال): serving3rd (سوم): serves

فعل — خدمت می‌کند

خدمت می‌کندخدمتگزار است

انجام وظایف یا خدمات برای شخص یا سازمانی.

Performs duties or services for someone or an organization.

«او با افتخار به کشورش خدمت می‌کند.»

He serves his country with honor.

«گارسون با ادب به مشتریان خدمت می‌کند.»

The waiter serves customers politely.

تفاوت با واژه‌های مشابه
assistsکمک می‌کند

روزمره. بر ارائه کمک یا حمایت تمرکز دارد، اغلب به روشی فعال‌تر و مشارکتی‌تر از 'serves'. 'او به مدیر کمک می‌کند' به معنای دخالت مستقیم‌تر است، در حالی که 'او به شرکت خدمت می‌کند' می‌تواند کلی‌تر باشد.

Everyday. Focuses on providing help or support, often in a more active and collaborative way than 'serves'. 'He assists the manager' implies more direct involvement, while 'he serves the company' can be broader.

متضادها
2verb (فعل)commonpast (گذشته): servedpast participle (مفعولی): served-ing (حال): serving3rd (سوم): serves

فعل — سرو می‌کند

سرو می‌کندپذیرایی می‌کند

غذا یا نوشیدنی ارائه دادن.

To provide food or drink.

«رستوران غذاهای ایتالیایی خوشمزه سرو می‌کند.»

The restaurant serves delicious Italian cuisine.

«او برای مهمانانش چای می‌آورد.»

She serves tea to her guests.

تفاوت با واژه‌های مشابه
providesتهیه می‌کند

روزمره. یک اصطلاح کلی‌تر برای در دسترس قرار دادن چیزی. 'غذا تهیه می‌کند' در مورد عمل قرار دادن غذا جلوی کسی، کمتر از 'غذا سرو می‌کند' خاص است. می‌تواند برای نیازهایی فراتر از غذا استفاده شود.

Everyday. A more general term for making something available. 'Provides food' is less specific about the act of placing it before someone than 'serves food'. Can be used for necessities beyond food.

offersپیشنهاد می‌دهد

روزمره. به معنای ارائه چیزی برای پذیرش یا رد است. 'نوشیدنی پیشنهاد می‌دهد' به یک انتخاب اشاره دارد، در حالی که 'نوشیدنی سرو می‌کند' صرفاً عمل دادن آن است.

Everyday. Implies presenting something for acceptance or rejection. 'Offers a drink' implies a choice, whereas 'serves a drink' is simply the action of giving it.

متضادها
3verb (فعل)commonpast (گذشته): servedpast participle (مفعولی): served-ing (حال): serving3rd (سوم): serves

فعل — مناسب است

مناسب استبه درد می‌خوردعمل می‌کند

مفید یا مناسب بودن برای یک هدف یا کار خاص.

To be useful or suitable for a particular purpose or function.

«این میز کوچک به عنوان میز کار استفاده می‌شود.»

This small table serves as a desk.

«تجربه او در این نقش به خوبی به او کمک می‌کند.»

His experience serves him well in this role.

تفاوت با واژه‌های مشابه
functionsعمل می‌کند

روزمره. بر کارکرد یا عملکرد عملی یک چیز تمرکز دارد. 'دستگاه خوب عمل می‌کند' به معنای انجام کار مورد نظر است. 'این به هدفش می‌خورد' مشابه است اما می‌تواند به کفایت نیز اشاره کند تا عملکرد بهینه.

Everyday. Focuses on the practical working or operation of something. 'The machine functions well' implies it does its intended job. 'This serves its purpose' is similar but can also imply adequacy rather than optimal performance.

suitsمناسب است

روزمره. بر مناسب بودن یا سازگاری تأکید دارد. 'این مناسب نیازهای من است' به معنای تناسب خوب است. 'این نیازهای من را برآورده می‌کند' مشابه است اما می‌تواند به معنای برآورده کردن یک نیاز نیز باشد.

Everyday. Emphasizes appropriateness or compatibility. 'This suits my needs' means it is a good fit. 'This serves my needs' is similar but can also imply it fulfills a requirement.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000