shacking

shack·ing/ˈʃækɪŋ/
verb (فعل)informalpast (گذشته): shackedpast participle (مفعولی): shacked-ing (حال): shacking3rd (سوم): shacks

فعل — با هم زندگی کردن

با هم زندگی کردنهمخانه شدن

اصطلاح غیررسمی به معنی زندگی مشترک، معمولاً درباره زوج‌هایی که در یک مکان کوچک با هم زندگی می‌کنند.

Informal term meaning to live together or cohabit, often referring to couples sharing a small residence.

«آنها در یک آپارتمان کوچک با هم زندگی می‌کنند.»

They are shacking down in a small apartment.

«او سال گذشته با دوست دخترش هم‌خانه شد.»

He started shacking with his girlfriend last year.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000