shampoo

sham·poo/ʃæmˈpuː/
1noun (اسم)common

اسم — شامپو

شامپو

مایعی برای شستشوی مو.

A liquid soap used for cleaning hair.

«یک بطری شامپوی جدید خریدم.»

I bought a new bottle of shampoo.

«او هر صبح از شامپو استفاده می‌کند.»

She uses shampoo every morning.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): shampooedpast participle (مفعولی): shampooed-ing (حال): shampooing3rd (سوم): shampoos

فعل — شامپو زدن

شامپو زدن

شستن مو با استفاده از شامپو.

To wash hair using shampoo.

«او موهایش را با دقت شامپو زد.»

She shampooed her hair carefully.

«دو بار در هفته موهایم را شامپو می‌کنم.»

I shampoo my hair twice a week.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000