shamming

sham·ming/ˈʃæmɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): shammedpast participle (مفعولی): shammed-ing (حال): shamming3rd (سوم): shams

فعل — تظاهر کردن

تظاهر کردنوانمود کردن

تظاهر یا وانمود کردن به چیزی، اغلب برای فریب دادن دیگران

Pretending or faking something, often to deceive others

«او برای فرار از کار تظاهر به مریضی می‌کرد.»

He was shamming illness to skip work.

«او موقع جلسه وانمود می‌کرد خوابیده است.»

She was shamming sleep during the meeting.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fakingجعلی بودن

رایج. مترادف در زمینه فریب.

Common. Synonymous in contexts of deception.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000