shanghai

shang·hai/ʃæŋˈhaɪ/
1verb (فعل)formalpast (گذشته): shanghaiedpast participle (مفعولی): shanghaied-ing (حال): shanghaiing3rd (سوم): shanghais

فعل — وادار کردن

وادار کردنربودن برای کشتی

وادار یا فریب دادن کسی برای پیوستن به خدمه کشتی، معمولا توسط آدم‌ربایی یا حیله.

To force or trick someone to join a ship's crew, often by kidnapping or deception.

«او وادار شد که روی کشتی کار کند.»

He was shanghaied into working on the ship.

«دریانوردان برخلاف میلشان مجبور به خدمت شدند.»

The sailors were shanghaied against their will.

تفاوت با واژه‌های مشابه
kidnapآدم‌ربایی کردن

رسمی. ربودن فرد به زور یا فریب؛ مشابه است ولی shanghai مخصوص اجبار به کشتی است.

Formal. Taking a person illegally by force or deception; similar but shanghai specifically refers to forcing onto a ship.

coerceوادار کردن

رسمی. مجبور کردن به وسیله تهدید یا فشار؛ مشابه اما کلی‌تر است.

Formal. To force someone by threats or pressure; similar but more general.

2noun (اسم)common

اسم — شانگهای

شانگهای

شهری در چین؛ یکی از بزرگ‌ترین و مراکز مالی مهم جهان.

A city in China, one of the largest in the world and an important financial center.

«شانگهای یک مرکز اقتصادی مهم است.»

Shanghai is a major economic hub.

«هر سال گردشگران زیادی به شانگهای می‌روند.»

Many tourists visit Shanghai each year.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000