shivvy

shiv·vy/ˈʃɪvi/
verb (فعل)informalpast (گذشته): shivviedpast participle (مفعولی): shivvied-ing (حال): shivvying3rd (سوم): shivvies

فعل — تهدید کردن

تهدید کردنزورگویی کردنفشار آوردن

با فشار یا زور، شخصی را مکرراً مجبور یا آزار دادن.

To coerce, bully, or pressure someone repeatedly.

«او تحت فشار قرار گرفت تا به آنها پول بدهد.»

He was shivvied into giving them money.

«پسر جدید توسط پسران بزرگ‌تر زورگویی شد.»

The new kid was shivvied by the older boys.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000