shorn

/ʃɔːrn/
adjective (صفت)common

صفت — کوتاه شده

کوتاه شدهتیغ زده شده

مویی که بریده یا تراشیده شده باشد.

Having had hair or wool cut off or removed.

«گوسفند بعد از تراشیده شدن عجیب به نظر می‌رسید.»

The sheep looked strange after being shorn.

«او پس از اصلاح موهای بلندش کوتاه شده برگشت.»

He returned from the barber shorn of his long hair.

تفاوت با واژه‌های مشابه
shearedنظافت شده

رسمی. فقط برای اشاره به کوتاه کردن مو یا پشم حیوانات جایگزین shorn می‌شود.

Formal. Interchangeable with 'shorn' only in contexts referring to cutting hair or wool of animals.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000