shoreline

shore·line/ˈʃɔːrlaɪn/
shoreland along the edge of a body of waterlinea boundary or demarcation
noun (اسم)commonplural (جمع): shorelines

اسم — ساحل

ساحلکرانهلبه دریا

خطی که در آن آب‌های بزرگی مثل دریا یا دریاچه به خشکی ختم می‌شوند.

The line along which a large body of water meets the land.

«ما در غروب آفتاب کنار ساحل قدم زدیم.»

We walked along the shoreline at sunset.

«بعد از طوفان، ساحل با صدف‌ها پوشیده شده بود.»

The shoreline was covered with seashells after the storm.

تفاوت با واژه‌های مشابه
coastساحل

متداول. معمولاً به زمینی در کنار دریا گفته می‌شود و گاهی معنای گسترده‌تری دارد. در بسیاری از موارد بجای shoreline به کار می‌رود اما coast ممکن است منطقه وسیع‌تری را منظور کند.

Common. Refers generally to land along the sea, can be broader than shoreline. Used interchangeably in many contexts but 'coast' may imply a larger area.

bankساحل

متداول. معمولاً به کناره رود یا دریاچه گفته می‌شود و گاهی بجای shoreline برای آب‌های شیرین به کار می‌رود اما دریایی‌ها را شامل نمی‌شود.

Common. Usually refers to the land alongside a river or lake, can sometimes substitute shoreline for freshwater bodies but not for ocean edges.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000