shoreside

shore·side/ˈʃɔːrsaɪd/
shorethe land along the edge of a sea, lake, or wide river-sidea particular area or direction
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more shoresidesuperlative (عالی): most shoreside

صفت — کنار ساحل

کنار ساحلساحلی

واقع در کنار ساحل دریا، دریاچه یا رودخانه بزرگ، یا مربوط به آن.

Located or happening on the shore of a sea, lake, or large river.

«ما از یک شام آرام کنار ساحل لذت بردیم.»

We enjoyed a quiet shoreside dinner.

«مسیر کنار ساحل مناظر زیبایی را ارائه می‌دهد.»

The shoreside path offers beautiful views.

تفاوت با واژه‌های مشابه
coastalساحلی

روزمره. به طور خاص به ساحل دریا یا اقیانوس اشاره دارد. هنگام اشاره به دریا می‌تواند به جای 'shoreside' استفاده شود. 'یک شهر ساحلی' مثال مناسبی است.

Everyday. Refers specifically to the coast of a sea or ocean. Can be used interchangeably with 'shoreside' when referring to the sea. 'A coastal town' works.

riversideکنار رودخانه

روزمره. به طور خاص به کنار رودخانه اشاره دارد. فقط هنگام اشاره به رودخانه می‌تواند به جای 'shoreside' استفاده شود. 'یک پارک کنار رودخانه' مثال مناسبی است.

Everyday. Specifically refers to the side of a river. Can be used interchangeably with 'shoreside' only when referring to a river. 'A riverside park' works.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): shoresides

اسم — کنار ساحل

کنار ساحلکرانهساحل

منطقه یا خشکی در امتداد ساحل.

The area or land along the shore.

«قایق در کنار ساحل پهلو گرفت.»

The boat docked at the shoreside.

«آنها در امتداد ساحل قدم زدند و صدف جمع کردند.»

They walked along the shoreside, collecting shells.

تفاوت با واژه‌های مشابه
coastساحل

روزمره. به خشکی کنار دریا یا اقیانوس اشاره دارد. اغلب هنگام صحبت در مورد منطقه عمومی استفاده می‌شود. 'ساحل کالیفرنیا زیباست.' درست است.

Everyday. Refers to the land next to the sea or ocean. Often used when talking about the general region. 'The California coast is beautiful.' works.

beachساحل ماسه‌ای

روزمره. نوع خاصی از ساحل پوشیده از شن یا سنگریزه، معمولا جایی که مردم برای تفریح می‌روند. 'ما روز را در ساحل گذراندیم.' درست است.

Everyday. A specific type of shore covered with sand or pebbles, typically where people go for recreation. 'We spent the day at the beach.' works.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000