shortfalls

short·falls/ˈʃɔːrtˌfɔːlz/
short-lacking; deficientfalla decrease in amount or quantity-splural marker
noun (اسم)commonplural (جمع): shortfalls

اسم — کمبودها

کمبودهانقصان‌هاکسری‌ها

کسری یا کمبود در مقدار مورد انتظار یا مورد نیاز، به ویژه در مورد پول یا منابع.

Deficits or shortages in an expected or required amount, especially of money or resources.

«شرکت کسری قابل توجهی در درآمد گزارش کرد.»

The company reported significant shortfalls in revenue.

«برنامه‌های دولتی اغلب با کمبود بودجه مواجه می‌شوند.»

Government programs often face funding shortfalls.

تفاوت با واژه‌های مشابه
deficienciesنواقص

رسمی. کمبود یا ناکافی بودن در مقدار یا کیفیت. می‌تواند برای مفاهیم انتزاعی یا چیزهای فیزیکی استفاده شود. 'نواقص در برنامه‌ریزی آنها منجر به مشکلات شد' درست است. 'کمبود بودجه' و 'نواقص در بودجه' در اینجا قابل تعویض هستند.

Formal. A lack or inadequacy in amount or quality. Can be used for abstract concepts or physical things. 'Deficiencies in their planning led to problems' works. 'Shortfalls in funding' and 'deficiencies in funding' are interchangeable here.

shortagesکمبودها

روزمره. حالتی یا وضعیتی که در آن چیز مورد نیاز به مقدار کافی قابل دستیابی نیست. اغلب به یک مشکل موقت یا مربوط به عرضه اشاره دارد. 'کمبود مواد غذایی در طول جنگ رایج بود' درست است.

Everyday. A state or situation in which something needed cannot be obtained in sufficient amounts. Often implies a temporary or supply-related issue. 'Food shortages were common during the war' works.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000