در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
عمل شستن خود در حمام (زیر دوش).
An act of washing oneself in a shower.
«من معمولاً صبح دوش میگیرم.»
“I usually take a shower in the morning.”
«بعد از باشگاه، همیشه از یک دوش با طراوت لذت میبرم.»
“After the gym, I always enjoy a refreshing shower.”
روزمره. به شستن خود در وان حمام، معمولاً با خیساندن، اشاره دارد. 'من حمام کردم' با 'من دوش گرفتم' متفاوت است.
Everyday. Refers to washing oneself in a bathtub, usually by soaking. 'I took a bath' is distinct from 'I took a shower'.
روزمره. اصطلاح عمومی برای تمیز کردن. میتواند برای دوش گرفتن استفاده شود اما کمتر خاص است. 'من به یک شستشوی سریع نیاز دارم' میتواند به معنای دوش گرفتن یا فقط شستن صورت/دستها باشد.
Everyday. General term for cleaning. Can be used for showering but is less specific. 'I need a quick wash' could imply a shower or just washing face/hands.
دوش گرفتن.
To take a shower.
«من دوست دارم قبل از خواب دوش بگیرم.»
“I like to shower before bed.”
«او سریع دوش گرفت و لباس پوشید.»
“He showered quickly and got dressed.”
روزمره. به معنای شستن خود است، معمولاً با خیساندن در وان. 'حمام کردن' با 'دوش گرفتن' متفاوت است.
Everyday. Means to wash oneself, usually by soaking in a bath. 'To bathe' is distinct from 'to shower'.
بارش کوتاه باران یا تگرگ.
A brief fall of rain or hail.
«ما در یک رگبار ناگهانی باران گرفتار شدیم.»
“We were caught in a sudden rain shower.”
«بعدازظهر امروز چند رگبار باران انتظار میرود.»
“Expect a few showers later this afternoon.”
روزمره. به بارش بسیار شدید باران اشاره دارد، اغلب شدیدتر از 'shower'. 'یک باران شدید ناگهانی ما را غافلگیر کرد.'
Everyday. Refers to a very heavy fall of rain, often more intense than a 'shower'. 'A sudden downpour caught us off guard.'
روزمره. به باران بسیار سبک اشاره دارد، بسیار کمتر شدید از 'shower'. 'یک نمنم باران تمام صبح بارید.'
Everyday. Refers to very light rain, much less intense than a 'shower'. 'A light drizzle fell all morning.'
به مقدار زیاد چیزی را به کسی دادن.
To give a profuse quantity of something to someone.
«آنها در روز تولدش او را با هدایا پوشاندند.»
“They showered her with gifts on her birthday.”
«جمعیت تیم برنده را با کفزدن سرازیر کرد.»
“The crowd showered the winning team with applause.”
رسمی/ادبی. اغلب برای دادن هدایا یا توجه به صورت سخاوتمندانه و شاید بیش از حد استفاده میشود. 'آنها هدایای فراوانی به زوج تازه ازدواج کرده بخشیدند.'
Formal/Literary. Often used for giving gifts or attention generously and perhaps excessively. 'They lavished gifts on the newlyweds.'
رسمی. معمولاً به معنای دادن چیزی مهم یا رسمی، مانند یک افتخار یا عنوان است. 'پادشاه به او لقب شوالیه اعطا کرد.'
Formal. Usually implies giving something important or official, such as an honor or title. 'The king bestowed a knighthood upon him.'