فعل — نشان داد
شکل گذشته و اسم مفعول 'show'؛ اجازه دادن یا باعث شدن که چیزی دیده شود؛ نمایش دادن.
Past tense and past participle of 'show'; to allow or cause to be visible; display.
«او گذرنامهاش را در فرودگاه نشان داد.»
“She showed her passport at the airport.”
«او شجاعت زیادی در طول بحران نشان داد.»
“He showed great courage during the crisis.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی/روزمره. اغلب میتواند جایگزین 'نشان داد' شود وقتی بر ارائه چیزی برای دیده شدن توسط دیگران، به خصوص به شکلی سازمانیافته، تأکید میشود. 'هنرمند نقاشیهایش را به نمایش گذاشت' در زمینه گالری بهتر از 'نقاشیهایش را نشان داد' است.
Formal/everyday. Can often replace 'showed' when emphasizing presenting something for others to see, especially in an organized way. 'The artist displayed her paintings' works better than 'showed her paintings' in a gallery context.
متداول. به معنای آشکار کردن چیزی است که قبلاً پنهان یا ناشناخته بوده. 'تحقیقات حقیقت را آشکار کرد' درست است. 'او ماشین جدیدش را آشکار کرد' درست است، اما 'ماشین جدیدش را نشان داد' خنثیتر است.
Common. Implies making something previously hidden or unknown visible. 'The investigation revealed the truth' works. 'He revealed his new car' works, but 'showed his new car' is more neutral.
متضادها
فعل — راهنمایی کرد
شکل گذشته و اسم مفعول 'show'؛ کسی را به مکانی یا در جهتی خاص راهنمایی کردن یا بردن.
Past tense and past participle of 'show'; to guide or lead someone to a place or in a particular direction.
«بلیتفروش ما را به صندلیهایمان راهنمایی کرد.»
“The usher showed us to our seats.”
«او به من نشان داد که چگونه از نرمافزار جدید استفاده کنم.»
“She showed me how to use the new software.”
تفاوت با واژههای مشابه
متداول. تأکید قویتری بر هدایت فعال و کمک در مسیریابی دارد. 'راهنما ما را در موزه راهنمایی کرد' خوب است. 'او مرا به خروجی راهنمایی کرد' بسیار شبیه به 'او مرا به خروجی نشان داد' است.
Common. Stronger emphasis on active direction and assistance in navigating. 'The guide guided us through the museum' works well. 'He guided me to the exit' is very similar to 'He showed me to the exit'.
متداول. به معنای در جلو بودن و مسیر را نشان دادن است، اغلب با اقتدار بیشتر. 'او گروه را به پیادهروی هدایت کرد' بهتر از 'گروه را نشان داد' است. 'او مرا به صندلیام هدایت کرد' شبیه به 'او مرا به صندلیام نشان داد' است.
Common. Implies being at the front and directing the way, often with more authority. 'She led the group on a hike' works better than 'showed the group'. 'He led me to my seat' is similar to 'He showed me to my seat'.