shushed

/ʃʌʃt/
shushto tell someone to be quiet-edpast tense
adjective (صفت)common

صفت — خاموش شده

خاموش شدهساکت شده

آرام شده با گفتن به کسی برای سکوت.

Made quiet by telling to be silent.

«کودکان در کتابخانه ساکت شدند.»

The children were shushed in the library.

«او جمعیت را به سکوت دعوت کرد تا بهتر بشنود.»

She shushed the crowd to hear better.

تفاوت با واژه‌های مشابه
quietedآرام شده

رایج. معنایی مشابه، یعنی آرام یا ساکت شده.

Common. Similar meaning meaning made quiet or silent.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000