shunned

/ʃʌnd/
adjective (صفت)common

صفت — نفرین شده

نفرین شدهدوری‌گزیده

بطور عمدی اجتناب شده یا رد شده باشد.

Avoided or rejected deliberately.

«او توسط دوستانش طرد شد.»

She was shunned by her friends.

«این ایده توسط کمیته رد شد.»

The idea was shunned by the committee.

تفاوت با واژه‌های مشابه
avoidedدوری شده

رایج. معنی مشابه ولی shunned حاکی از اجتناب بیشتر عمدی است.

Common. Similar meaning but 'shunned' implies stronger deliberate avoidance.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000