sickens

sick·ens/ˈsɪkənz/
verb (فعل)commonpast (گذشته): sickenedpast participle (مفعولی): sickened-ing (حال): sickening3rd (سوم): sickens

فعل — تهوع آوردن

تهوع آوردنوحشتناک بودن

باعث شود کسی احساس بیزاری یا ناخوشی کند.

To make someone feel disgusted or unwell.

«آن بو مرا تهوع می‌دهد.»

The smell sickens me.

«فیلم ترسناک باعث ناراحتی تماشاگران شد.»

The horror movie sickened the audience.

تفاوت با واژه‌های مشابه
disgustsبیزار کردن

روزمره. معمولا با معنی باعث بیزاری شدن قابل تعویض است.

Everyday. Often interchangeable when referring to causing strong dislike or disgust.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000