simper

sim·per/ˈsɪmpər/
verb (فعل)formalpast (گذشته): simperedpast participle (مفعولی): simpered-ing (حال): simpering3rd (سوم): simpers

فعل — لبخند مصنوعی زدن

لبخند مصنوعی زدنلبخند بی‌دلیل زدن

لبخند زدن به شکلی مصنوعی، احمقانه یا خودآگاهانه.

To smile in an unnatural, silly, or self-conscious way.

«او در مصاحبه عصبی لبخند مصنوعی زد.»

She simpered nervously during the interview.

«او به جای پاسخ جدی، لبخند بی‌دلیل زد.»

He simpered instead of giving a serious answer.

تفاوت با واژه‌های مشابه
smirkلبخند تمسخرآمیز

متداول. مشابه است اما معمولاً به غرور یا تحقیر اشاره دارد، در حالی که simper احمقانه یا خودآگاهانه است.

Common. Similar but often implies smugness or scorn, while simper is silly or self-conscious.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000