simonized

si·mo·nized/ˈsaɪmənaɪzd/
verb (فعل)informalpast (گذشته): simonizedpast participle (مفعولی): simonized-ing (حال): simonizing3rd (سوم): simonizes

فعل — واکس زدن خودرو

واکس زدن خودروپولیش کردن

واکس یا پولیش مخصوصی روی بدنه خودرو کشیدن برای حفاظت یا درخشش (زمان گذشته).

Applied a special wax or polish to protect or shine a car surface (past tense).

«قبل از نمایشگاه، ماشینش را واکس زد.»

He simonized his car before the exhibition.

«فروشنده همه خودروها را برای مشتریان واکس زد.»

The dealer simonized all the vehicles for customers.

تفاوت با واژه‌های مشابه
polishedصیقل داده شده

اصطلاح کلی برای صاف و براق کردن؛ 'simonized' به فرآیند ویژه‌ای اشاره دارد.

General term for making smooth and shiny; 'simonized' implies a specific branded or wax process.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000