sinned

/sɪnd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): sinnedpast participle (مفعولی): sinned-ing (حال): sinning3rd (سوم): sins

فعل — گناه کرد

گناه کردخطا کرد

گذشته فعل sin؛ مرتکب خطای اخلاقی یا گناه شدن.

Past tense of sin; committed a moral wrong or offense.

«او بر ضمیر خود گناه کرد.»

He sinned against his own conscience.

«بسیاری گناه کردند و طلب بخشش کردند.»

Many have sinned and sought forgiveness.

تفاوت با واژه‌های مشابه
erredخطا کرد

رسمی؛ خطای عمومی بدون تمرکز بر اخلاق؛ گاهی در زمینه‌های اخلاقی به جای sin استفاده می‌شود.

Formal; general error, less moral focus; sometimes interchangeable with sin in moral contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000